 |
| |
دوشنبه ۳۰ مهر ۸۶ |
همین قدر زمینی... |
 |
|
این روزها زیاد پیش می آید که مخاطب این جمله پرسشی من هستم: چه کار می کنی؟جا افتادی؟ کتاب می خوانم راستش...زیاد. چای می نوشم...زیاد. و می گویم که چای کیسه ای Good Night مزه کرگدن می دهد. مهم نیست... ادامه ...
Permalink |
Comments 42
|
| |
جمعه ۲۰ مهر ۸۶ |
این فیلم های مستند را ببینید! |
 |
|
شهر هیلورسام مرکز رسانه ای این کشور است. نزدیک مرکز شهر مجموعه ای هست مثل مقر صدا و سیمای خودمان که در خیابان جام جم واقع شده است. همه شبکه های تلویزیونی و رادیویی این کشور هم در همین مجموعه... ادامه ...
Permalink |
Comments 21
|
| |
یکشنبه ۱۵ مهر ۸۶ |
تناقض ها گاه یگانگی به همراه می آورند |
 |
|
چندوقتی است که فرمول عجیبی را پیدا کرده ام. توصیف یک خطی آن شاید اینگونه باشد: دوانسان + اشتراک حسی + یک پدیده آزاردهنده = یک گفتگوی صمیمانه توجه ام به این فرمول زمانی جلب شد که دیدم تمام گفتگوهای... ادامه ...
Permalink |
Comments 4
|
| |
چهارشنبه ۱۱ مهر ۸۶ |
آن روی سکه... |
 |
|
زن همسایه لیوان چای را با دو دست گرفته، خم می شود و با فضولی مهربانانه ای که آزاردهنده نیست از تعداد خواهر و برادر و سن و کار و رشته تحصیلی ام می پرسد... اندامش ورزیده و نسبتن درشت،... ادامه ...
Permalink |
Comments 20
|
|
 |